در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ در بازار سرپوشیده اردبیل کاسبی بود که او را “آقادایی” صدا می‌کردند. آن مرحوم آدمی نکته سنج و شوخ طبع بود و بیشتر حرف حق را در قالب سخنان طنز بیان می‌کرد. می‌گویند یک سال در ایام نزدیک به عید نوروز، قیمت ماهی دودی افزایش پیدا کرده بود. او در مقابل مغازه یک ماهی‌فروش می‌ایستد و ماهی دودی را به دست می‌گیرد و بوسه بارانش می‌کند و می‌گوید: ماهی بسیار لذیذ، دیدار ما به قیامت.
این روزها افزایش قیمت‌ها و سیر صعودی نرخ مایحتاج عمومی کم‌کم موجب خواهد شد که اقشار کم درآمد جامعه اجناس را ببینند و بو بکشند و رد بشوند باشد که برای سیر شدن شکم به بو کشیدن عادت بکنند و از تلف شدنشان جلوگیری نمایند!
گفتم فضول‌باشی مثل این‌که وضعیت اقتصادی برای تو مشکل‌آفرین شده‌است. یادت هست که در ایام انتخابات دمار از روزگار ما در می آوردی تا به نامزد مورد حمایت تو رأی بدهیم! مگر شما ادعا نمی‌کردید که پیروزی‌تان عاملی برای شکستن قیمت‌ها و تأمین رفاه مردم خواهد بود! پس چی شد مرد مؤمن!
گفت: به گذشته فکر نکن. این قبیل وعده ها در کشور ما امری عادی است اگر زیاد می‌فهمی و برنامه داری ارائه کن هر روز که فریاد می‌زنند کسانی که می‌توانند، بیایند و کار را تحویل بگیرند.
گفتم: به‌راستی که افزایش قیمت‌ها به یک معما تبدیل شده‌است! معمایی که هیچ‌کس قادر به بیان جوابش نیست! باید بپذیریم که قیمت‌ها مانند یک مسابقه دو سرعت در حال افزایش هستند! به‌نظر می‌رسد اگر قیمت‌ها همچنان سیر صعودی داشته باشند خرید از سوپر مارکت‌ها برای خیلی‌ها به یک آرزو تبدیل خواهد شد! قبلاً با دوستان می‌گفتیم که بریم بیرون چیزی بخوریم ولی الان می‌گوییم بریم بیرون هوا خوبه کمی هوا بخوریم!
گفت: افزایش قیمت‌ها یک تأثیر مثبت در جامعه داشته است. گرانی‌ها موجب شده‌اند که همه اقشار جامعه، اقتصاددان بشوند در آسانسور در صف نان در تاکسی و مراسم و گردهمایی‌ها هم تحلیل می‌کنند و نظر می‌دهند و داد سخن سر می‌دهند.

گفتم فضول باشی اگر یادت باشد در گذشته‌ای نه‌چندان دور به صاحب مغازه‌ها می‌گفتند اگر اجناس ارزان شد خبرم کن ولی الان باید گفت اگر کالاها گران نشدند به من خبر بده!
گفت: این درد را باید کجا ببرم، زمانی مردم از آینده می‌ترسیدند ولی حالا بزرگ‌ترین ترس رفتن به مغازه‌ی سر کوچه هست! یکی از بلایای افزایش قیمت‌ها کاهش دوستی‌ها در حد سلام است چراکه کم‌کم حال و احوال کردن هم هزینه خواهد داشت!
گفتم: همچنان امیدواریم که دولتمردان کاری بکنند کارستان و مردم را از گرفتاری‌های ناشی از گرانی نجات بدهند.

بازدیدها: 59