حال آدم از مشاهده آنهایی که با هر بادی می رقصند و نان را به نرخ روز می خورند به هم می خورد. افرادی که همواره ترازوی  دل‌شان به سوی سود خودشان سنگینی می کند نمی توانند قابل اعتماد باشند. وقتی در مسئولیتی قرار می گیرند ادای خدمتگزاران و خیرخواهان جامعه را  در می آورند ولی در باطن در اندیشه جیب خود و مال و ملک‌شان هستند تا بتوانند با استفاده از موقعیت، قانون را دور بزنند و بر سنگینی حساب‌ بانکی‌شان بیفزایند. رفتار این افراد موقعی دردآور می شود که خود را خیر و اهل بخشش نشان بدهند. کارشان تزویر است و نیرنگ، چرا که آنها وقتی بخواهند دستی بگیرند مطمئن‌ می سنجند که این کارشان چه میزان نان و آب برای آنها خواهد داشت. وقتی در خرج کردن حاتم طائی می شوند و  املاک‌شان را پیشکش می کنند  جز این که افراد را  در اختیار بگیرند و در موقع‌اش از آنها در وارونه جلوه دادن حقایق استفاده بکنند و در نهایت بر خر مراد سوار بشوند نیت دیگری نمی توانند داشته باشند!

فضول‌باشی بسیار عصبی بود و با حرارت خاصی سخن می گفت. از او می پرسم به چه دلیل برافروخته است و چرا به برخی‌ها بدبین شده و در ارتباط با رفتار آنها سخن می گوید و امان نمی دهد که دوستان هم صحبت بکنند.

فضول‌باشی با گوشه چشم، نگاه تندی به من می اندازد و می گوید: مردم باید با شناخت آنهایی که در رفتارهایشان بیش از هر چیز به سود و نفع خود و دوستان‌شان فکر می کنند از اعتماد به آنها خودداری کنند و بهترین وسیله برای شناخت، عملکرد افراد در دوران مسئولیت‌شان است.

گفتم: معمولا در ایام منتهی به انتخابات این قبیل افراد بیشتر نمایان می شوند مخصوصا این روزها و با نزدیک شدن به انتخابات شورا کسانی که مزه بودن در شورا به کام‌شان شیرین بوده برای تکرار موفقیت، اسب خود را  زین کرده و دست و دل‌باز شده‌اند.

گفت: در انتخابات شورا از فرصت‌طلبان زیاد خواهیم شنید. از آنهایی‌که نگاه و مهربانی و همکاری‌شان نه از پیوند دل بلکه معامله‌ای نانوشته است. پول و امکانات می دهند تا حمایت‌ها بیشتر شود و به مقصود برسند و برای بی‌قانونی‌ها و پایمال کردن حق‌الناس از آزادی بیشتری برخوردار شوند.

گفتم: مواظب باش، برخی‌ها مثل آب خوردن نامردی می کنند. اگر بادی بر خلاف نظرشان‌ بوزد به نوچه‌ها دستور حمله می دهند و یا خود با حضور در فضای مجازی عیارشان را ناخواسته در معرض دید همگان قرار می دهند.

گفت: مردم با چهره کسانی که از موقعیت‌شان سوءاستفاده کرده و قانون شکنی‌شان در معرض دید عموم است آشنا شده‌اند. آنها اگر چراغی را می ستایند،از برای روشنایی راه خودشان می باشد. لذت می برند اگر پارکینگ خوری بکنند و یا به منتقدان زور بگویند و مشت حواله بکنند و یا بر خلاف قانون، پیاده‌راه را ملک شخصی بدانند و اگر لازم باشد تهمت بزنند و شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی نمایند.

گفتم فضول‌باشی من اگر جای تو باشم از این قبیل حرف‌ها نمی زنم چرا که خریدار نخواهد داشت، تو هم زرنگی کن و گوشه‌ای از پیاده راه‌ها را تسخیر کن.

بازدیدها: 36