هر کسی که از راه می‌رسد خود را کلیددار ورزش اردبیل می‌داند. دیواری کوتاه‌تر از دیوار ورزش در جامعه نمی‌توان پیدا کرد. در همه انتخابات، نامزدها برای بالا رفتن از دیوار ورزش برنامه‌ریزی می‌کنند و کاسه‌ی گدایی در مقابل خانواده بزرگ ورزش دراز می‌نمایند ولی وقتی به هدف رسیدند و به قول آن ضرب‌المثل معروف “خرشان از پل می‌گذرد” همه خوبی‌های جامعه ورزش را از یاد می‌برند و قدمی در راه سربلندی و سرافرازی آن برنمی‌دارند.

در ایام تبلیغات انتخابات، همه نامزدها در شأن و منزلت ورزش و ورزشی‌ها قصیده‌ها می‌سرایند و خود را هوادار سینه‌چاک آن معرفی می‌کنند و چون در مصدر امور قرار گرفتند قبل‌از همه ورزش و ورزشی‌ها را از دم تیغ می‌گذرانند و تا می‌توانند تن زار و رنجور آن را با اقدامات نسنجیده‌شان به سوی مرگ هدایت می‌کنند.

حال در آستانه انتخابات شورا برخلاف دوره‌های قبل که کاندیداها خود را طرف‌دار، هوادار و عاشق ورزش معرفی می‌کردند امسال چشم ورزشی‌ها به مدعیان و صاحبان و اربابان کلید ورزش منطقه روشن می شود. جل‌الخالق، ما رئیس، مدیر، خدمت‌گزار، هوادار، علاقه‌مند، و تماشاگر تیفوسی دیده بودیم ولی با عنوانی چون کلید‌دار ورزش آشنا نبودیم! باید خدا را شاکر شد که در انتخابات شورا کسانی هستند که خود را کلیددار ورزش معرفی می‌کنند و مالک، صاحب‌نظر و همه فن حریف ورزش دانسته و با کلید‌دار خواندن‌شان می‌خواهند به جامعه بفهمانند که بدون اذن آن‌ها نفس کشیدن در عرصه ورزش ممکن نخواهد شد. ورزش منطقه تسلیم اراده‌ی آن‌هاست و همه باید در مقابل‌شان سر تعظیم فرود آورند و حق گفتن بالای چشم ابرو است را نداشته باشند.

گفتم: فضول باشی بعد از مدت‌ها غیبت پیدات شده و چنین دور برداشته‌ای! تو چرا ناراحتی، حتماً کلید دارند که به خود اجازه می‌دهند در نشست‌های تبلیغی غیرقانونی سخن سر بدهند و همه امور ورزشی را در ید قدرت‌شان بدانند و با دروغ‌گویی‌ها به‌دنبال رأی باشند.

گفت: درد من هم این است، آن کسی که کار خود را در تبلیغ با دروغ و عوام‌فریبی آغاز می‌کند فردا بعداز رأی آوردن چگونه می‌تواند مدعی خدمت و راستی و درستی باشد؟ کسی که نمادی از ریا و تزویر و دروغ باشد می‌تواند قابل‌اعتماد باشد؟ کسی که به ورزش لطمه بزند و ورزش را حیاط خلوت خود و دوستانش بداند می‌تواند کلیدداری آن را ادعا بکند؟ این‌هایی که به دروغ خود را همه فن حریف و همه‌کاره ورزش می‌دانند باید این بیت شعر را با جام دل بشنوند:

رنگی ز گل ندارم و بویی ز یاسمن

آری کلیددار درِ بوستان منم

جل‌الخالق، آن‌هایی که دمار از روزگار ورزش در آورده‌اند و در لباس دوست بزرگ‌ترین آسیب‌ها را به آن وارد کرده‌اند حالا خود را کلیددار ورزش معرفی می‌کنند شاید که از این آشفتگی نفعی ببرند و به عنوانی برسند.

گفتم برادر عزیز، این قبیل انسان‌های مکار خودشان زیاد مقصر نیستند تقصیر از آن کسانی است که برای منفعت دنیا و برای رسیدن به برخی از امکانات دین خود را با دنیا معامله می‌کنند و علناً چشم بر واقعیت‌ها می‌بندند و در زیر علم دروغ‌گویان و صحنه سازان سینه می‌زنند و در عین حال خود را ورزشی و ورزشکار و مسلط بر امور می‌دانند!

گفت: بعضی‌ها از حرف زدن خسته نمی‌شوند. کاندیدایی که بگوید شهر را به چمن طبیعی برای بازی فوتبال تبدیل می‌کند و یا در هر محله و کوی‌وبرزن سالن پوشیده ایجاد می‌نماید و یا اجازه هرگونه بهره‌برداری از اماکن ورزشی در ید قدرت و اختیارش قرار دارد بدانید دروغ‌گویی قهار، عوام فریبی نادان و انسانی بلندپرواز و کم‌ظرفی است.اما باید به حال ورزش و رشته‌های پرطرف‌دار آن گریست که انتخابات شورا نرسیده این‌چنین مورد عنایت قرار می‌گیرند و دروغ‌گویان و حاشیه‌سازان امکان مانور در آن را به دست می‌آورند. مدعیان کلیدداری ورزش باید بدانند که پیشکسوتان واقعی و رنج کشیدگان آن کلید داران واقعی ورزش هستند نه از راه رسیده‌های جویای نام و ناآشنا و چسبیده به ورزش. یاحق.

بازدیدها: 26