مصاحبه سرمربی تیم ملی فوتبال ایران با رسانه ملی و به‌کار بردن برخی از الفاظ و مورد حمله قراردادن منتقدان به یکی از پرطرفدار‌ترین بحث‌های روز فوتبالی تبدیل شده‌است.

از جمع عظیم هواداران فوتبال، عده‌ای بر عملکرد کادر فنی تیم ملی معترض‌اند و این حق همه کسانی است که نسبت‌به تیم ملی کشورشان تعصب داشته و به آن عشق می‌ورزند.

در هیچ کتاب و مصوبه و اساسنامه و آئین‌نامه‌ای گفته نشده است که انتقاد از سرمربی تیم ملی ممنوع است. تحلیل رفتارها و عملکردها و بیان نقاط ضعف و قوت آن‌ها نیز دلیلی بر وطن فروشی و بی‌شرفی نمی باشد.

تیم ملی فوتبال ایران اسلامی با همه امیدواری‌هایی که برای صعود از بین ۴۸ تیم حاضر در جام جهانی داشت انتظارات را برآورده نکرد. حال آیا همه مجبورند که با جان‌ودل نظرات سرمربی را تأیید کرده و بر ایثارگری آن‌ها مهر تائید بزنند؟

چرا برخی از بیان حقایق و پذیرفتن واقعیت‌ها می‌ترسند و با استفاده از همه امکانات و نفوذ خود و اطرافیان‌شان سعی می‌کنند که  با هیاهو و پیش‌دستی و پروبال دادن به مسائل فرعی، افکار عمومی را از پرسشگری و پرداختن به مسائل اصلی باز دارند.

به هر اندازه که مدعی خلق حماسه در جام جهانی ۲۰۲۶ باشیم نمی‌توان به‌زور ناکامی را پیروزی قلمداد کرد. این‌ چه منطقی است که وعده بر زمین مانده را موفقیت تاریخی حساب کنیم و منتقدان را به سیاه‌نمایی متهم نماییم. باید بدانیم که با توجیه‌های مختلف و با بزرگ‌نمایی‌ها هیچ وقت ماهیت واقعیت تغییر نخواهد کرد.

تیم ملی ایران از رسیدن به‌دور دوم رقابت‌ها بازماند. این‌که بیاییم و با استفاده از ترفندهای مختلف، غبار بر آئینه بنشانیم و بر تصویر واقعی پوشش بکشیم با این ترفندها نتایج حاصله، موقعیت به دست آمده و اتفاقات روی داده قابل تغییر نخواهد بود.

عملکرد تیم ملی فوتبال که از حمایت گسترده و همه‌جانبه ملت قهرمان و سرافراز ایران اسلامی برخوردار بود نه با تیترها تغییر می‌کند و نه با آمارهای گزینشی و نه با مصاحبه‌های آنچنانی و مهندسی شده.

متأسفانه علی‌رغم همه امیدواری‌ها، تیم ملی در جام جهانی موفق به صعود به‌دور دوم نشد. برازنده نیست که با بزرگ‌نمایی نقاط فرعی و کوچک نمایی مسائل اصلی و متهم کردن منتقدان به‌جای پاسخ‌دادن به پرسش‌ها بساط “من آنم که رستم بود پهلوان” پهن بکنیم و افکار عمومی را از اصل موضوع یعنی ناکامی در رقابت‌های جام جهانی دور نمائیم.

به‌دور از انصاف و اصول اخلاقی است که برای حفظ جایگاه و فرار از پاسخ‌گویی در تغییر واقعیت‌ها تلاش کنیم. چرا که با هر اقدام و برنامه‌ای تغییر واقعیت امکان‌پذیر نیست. با دست‌های خود، اعتماد عمومی به مربیان وطنی را دچار تزلزل نکنیم.

جالب‌ترین بخش این ماجرا آن‌جاست که سرمربی تیم با تأیید دریافت پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانی ادعا می کند که این مبلغ را وی به‌همراه کادر فنی و بازیکنان به دست آورده‌اند.

عجب ادعایی برای توجیه پاداش‌ و گذاشتن منت برای دریافت ریالی آن‌. این چه منطقی است که سرمربی با دانش و فهیم تیم ملی فوتبال می‌خواهد این‌چنین بحث پاداش را جمع بکند و آن را حق مسلم خودش بداند. با منطقی که سرمربی، پاداش را تفسیر و طبیعی قلمداد می‌کند پس کارگران و کارمندان وزارت نفت باید مدعی باشند که چون استخراج نفت در سایه زحمات و تلاش آن‌هاست همه درآمدهای فروش نفت آن هم به دلار باید در بین آن‌ها تقسیم گردد.

مردم ایران عاشق فوتبال و پیراهن مقدس تیم ملی و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران هستند. انتقاد کردن از روند یک تیم ورزشی حق مسلم همه شهروندان است. سرمربی تیم ملی کشور بزرگی چون ایران اسلامی باید دلی به وسعت دریا و ظرفیتی بزرگ برای پذیرش انتقادها داشته باشد. برخورد مناسب با انتقادها در محیطی آرام و به‌دور از عصبانیت و احساسات می‌تواند زمینه‌های تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف را فراهم نماید. این که خود را  به‌همراه تنی چند از اطرافیان قبول بکنیم و دیگران را دشمن و بدخواه قلمداد نماییم کمکی به بهبود اوضاع و بسیج همگانی برای حمایت همه اقشار از تیم ملی فوتبال در رقابت‌های پیش رو نخواهد کرد.

بازدیدها: 34