تیم ملی فوتبال ایران هفتمین شکست در مقابل ازبکستان را پذیرفت. این شکست سؤال‌های زیادی در مورد ساختار تیم ملی و نابسامانی‌های حاکم بر آن را مطرح کرد .

شکست‌های متوالی در سطح تیم‌های ملی نشان می‌دهد که ایران دیگر قدرت بلامنازع فوتبال آسیا نیست. ناکامی تیم ملی امید در رقابت‌های ناگویا و شکست شوک‌آور ۴ بر ۱ در مقابل کره شمالی و به‌دنبال آن شکست تیم ملی در برابر ازبکستان تنها به اشتباهات فردی نمی‌تواند بستگی داشته باشد. عادت کرده‌ایم بعد از هر شکستی که حاصلی چون تأسف و ایجاد بی‌اعتمادی به کادر فنی و دست‌اندرکاران فوتبال و فدراسیون ندارد اشتباهات فردی را عامل اصلی شکست بنامیم. مگر در فوتبال ما چه اتفاقاتی می‌افتد که همه ناکامی‌ها را به گردن اشتباه‌های ساده و تکراری می‌اندازیم و وقتی اشتباه‌های مشابه تکرار می‌شود پرسیده نمی شود که چرا کادر فنی برای کاستن از این اشتباهات و ریشه‌کنی آن‌ها برنامه‌ریزی نکرده و اقدامی ننموده است؟

وقتی ساختار فوتبال ایران ایرادهای اساسی دارد دلیل این شکست ها را باید در ساختاری بزرگ‌تر جستجو کرد. از فدراسیون تا هیئت‌های استانی، سازمان‌ تیم‌های ملی، باشگاه‌ها و سیاست‌گذاری‌های کلان کشوری همگی در این مورد مقصرند. این همه تشکیلات عریض و طویل برای فوتبال که پرطرفدارترین رشته ورزشی است چه برنامه‌ای دارند؟ برای شکستن انحصار  مدیریت در سطوح مختلف مدیریتی فوتبال چه باید کرد؟

به چه دلیل آن‌هایی که به کمک و حمایت اساسنامه‌ای که خودشان تنظیم کرده‌اند سال‌ها از فوتبال آویزان می شوند و به نیروهای جوان و خلاق اجازه خودنمایی و تلاش در این عرصه را نمی دهند؟

از تجربه حضور در جام جهانی چه استفاده‌ای کرده‌ایم و چه تغییری در تیم ملی داده‌ایم؟ چرا فقط بازی با برخی کلمات را در دستور کار قرار می‌دهیم؟ ادعا می‌کنیم که باید در تیم ملی تحول ایجاد کرده و جوان‌گرایی بکنیم ولی در عمل همچنان از پا به سن گذشته‌ها استفاده کرده و جوان‌گرایی را در نیمکت‌نشینی چند جوان دعوت شده به تیم ملی خلاصه می‌کنیم.

باید پذیرفت اگر برای فوتبال این سرزمین تصمیم درست و اصولی گرفته نشود در آینده نزدیک حتی در مقابل تیم‌های درجه ۲ و ۳ آسیا نیز حریفانی دست‌بسته خواهیم بود. ادامه‌ی روش فعلی منجر به ایستادن ایران در پله‌های آخر فوتبال منطقه خواهد شد و اگر چاره‌اندیشی نشود تحقق این امر خیلی دور نخواهد بود!

فوتبال ایران جام ملت‌های آسیا را در پیش دارد. اگر سیاست حاکم بر فوتبال تغییری نکند و اگر همچنان حمایت‌های غیرمنطقی، تصمیم‌های غیراصولی و رفتارهای شبهه آمیز ادامه داشته باشد برداشت محصولی مناسب از مزرعه جام ملت‌های آسیا برای فوتبال ما امکان‌پذیر نخواهد بود.

وقتی به نوشته‌ها و گفته‌های منتقدین توجهی نشود، زمانی‌که خود را دانای مطلق بدانیم و دانسته‌هایمان را پربارتر از دیگران بدانیم، زمانی‌که مخالفان با فکر و عملکردمان را خائنین به کشور معرفی بکنیم، زمانی‌که با استفاده از هر فرصتی دلسوختگان فوتبال را از دم تیغ بگذرانیم، وقتی‌که در بدترین شرایط اقتصادی مملکت برای گرفتن پاداش‌های میلیاردی پافشاری بکنیم و زمانی‌که خود را بهترین مربی دانسته و نسبت‌به دیگران نگاهی از بالا به پایین داشته باشیم باید هم که تساوی با ازبکستان برای ما به یک آرزو تبدیل بشود!

فوتبال نیاز به یک خانه‌تکانی اساسی در همه سطوح مدیریتی دارد. اگر این کار صورت نپذیرد امیدواری برای بهبود حال این بیمار نزار سرابی بیش نخواهد بود.

بازدیدها: 10